|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فکسون قصد دارد به يک پاتوق مناسب براي سينما دوستان فارسي زبان تبديل شود.
مراجعه کنندگان به سايت مي توانند از امکاناتي نظير جستجوي پيشرفته، مرور بانک اطلاعاتي، امتياز دهي و نظردهي در مورد فيلمها، دريافت فيلمنامه، موسيقي و ساندتراک فيلمها، و ... استفاده کنند. براي مرور ليست فيلمها به قسمت فيلمهاي سينمايي مراجعه کنيد. براي مشاهده ي آخرين فيلمهاي اضافه شده به ليست اينجا را ببينيد. براي اطلاعات بيشتر در مورد فکسون به قسمت سوالات متداول مراجع کنيد. اگر سوال، پيشنهاد يا انتقادي داريد براي ما ارسال کنيد. Fexon Forums مکان مطلوبيست براي بحث و تبادل نظر کاربران در مورد سينما و هر آنچه مرتبط با آن است. احتمالا هر سينما دوست حرفه اي از حضور در Fexon Forums و جو دوستانه و تخصصي حاکم بر آن لذت خواهد برد. جديد ترين نظرات: peyvand66 درباره The Kite Runner ميگويد: زمانی که در تیتراژ ابتدایی فیلمی میخوانیم: «بر اساس داستانی از ...» انتظار آن را داریم که کارگردان با استفاده از موضوع کلی داستان، و با بهکارگیری عناصر سینمایی همچون زمان، کادربندی، حرکات دوربین، بازی هنرمندان، رنگ، نورپردازی و ... اثری نو و بدیع بیافریند، چیزی که قبل از آن نبوده و اینک به برکت خلاقیت کارگردان و گروه سازنده میسر شده است. چیزی متفاوت، به طوری که بتوان تمایزی جدی بین خود فیلم و داستانی که موضوع و شخصیتهای فیلم از آن اقتباس شدهاند تشخیص داد. در این زمینه آنقدر نمونههای موفق وجود دارد که نیازی به برشمردن آنها نیست. با این دیدگاه، نمیدانم دلیل ساختن فیلم «بادبادکباز» چه میتواند باشد. بدون شک کسانی که رمان فراموش نشدنی «بادبادکباز» اثر «خالد حسینی» را خوانده باشند، بهتر متوجه میشوند که کارگردان این فیلم، تنها کار فیملبرداری از لوکیشنها و حوادث رمان را انجام داده، و باید گفت که در همین کار هم بسیار ناموفق بوده. چه اهمیتی دارد که در فیلم رنگ شلوار «حسن»، دوست «امیر» ، راوی داستان دقیقاً همانی باشد که در کتاب آمده؟ چه کسی به نام «دکتر الف.امانی»، که کمترین نقشی در جریان فیلم ندارد، و مطابقت آن با اصل رمان اهمیت میدهد (که در این فیلم بر آن تأکید میشد)؟ به نظر من آنچه که این رمان را جذاب میکرد، توصیف عالی حسینی از مواردی همچون احساسات و افکار سادهی کودکانه، شخصیت ستایشبرانگیز پدر امیر، صحنههای سنگسار مرد و زن افغانی در میدان فوتبال (که در رمان در یک روز گرم تابستانی، و در فیلمی با آن تأکیدهای عجیب بر جزییات، در زمستان به تصویر کشیده شده) و ... است، و کارگردان در هیچیک از این موارد موفق به انتقال مفاهیم رمان نبوده است. صحنههای اساسی و گاه تکاندهنده مانند اقدام به خودکشی سهراب، وضع بد افغانستان در زمان حکومت طالبان، و زد و خورد امیر و آصف، یا اصلاً در فیلم نیامدهاند، و یا به طور سطحی و بیاثر به نمایش درآمدهاند.
البته نباید از این نکته غافل شد که به تصویر کشیدن آنهمه حادثه و واقعه که در رمان «بادبادکباز» با ظرافت و دقت خاصی بیان شده، آن هم در زمانی محدود، اگر ناممکن نباشد کار بسیار سختی است. با این حال به نظر من اولاً دلیلی ندارد که یک اثر ادبی عیناً به فیلم تبدیل شود، ثانیاً این موضوع دلیل بر آن نمیشود که از امکانات سینمایی استفادهای نازل شده و تنها به «فیلم کردن» صحنههای مختلف داستان بسنده شود. در نهایت قویاً خواندن رمان «بادبادکباز» و ندیدن این فیلم را به کسانی که داستان را خواندهاند توصیه میکنم. Picasso درباره Dr. Strangelove ميگويد: نفرت انگيزترین فیلمی که ندیدم! ندیدم چون نتونستم توهین های کودکانه ی فیلم رو تحمل کنم. یک فیلم جنگ سردی که کاملا در جهت منافع آمریکا ساخته شده و اصولا یه تیزر تبلیغاتیه تا یه فیلم سینمایی!
d3vil درباره Chaharshanbe-soori ميگويد: فيلمي جالب همان دغدغه كارگردان در فيلم هاي قبلي ، انتخاب بر سر دو راهي ،فيلم قسمت هاي جالبي داشت مثل نگاه چند كاراكتر از بيرون به ساختمان محل زندگي مژده و مرتضي ، ياد نگاه آنتونيوني به ساختمان نيمه كاره در كسوف افتادم ....
فيلمهاي توصيه شده توسط سايت:
آخرین موضوعات بحث شده در Fexon Forums
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در صورت مشاهده ی هر گونه اشکال در املای کلمات، گرامر، ترجمه، طراحی، برنامه و ... ، یا در صورتی که پیشنهادی برای بهتر شدن صفحه فعلی دارید اینجا کلیک کنید.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||